مسیر اشتباه بسیاری از کسب‌وکارها در طراحی سایت
آموزش رایگان طراحی سایت

مسیر اشتباه بسیاری از کسب‌وکارها در طراحی سایت

  • دسامبر 20, 2025

 

اگر بخواهیم خیلی صادقانه صحبت کنیم، طراحی سایت برای بسیاری از کسب‌وکارها بیشتر شبیه یک «وظیفه اجباری» شده تا یک «سرمایه‌گذاری هوشمندانه». اغلب مدیران با خودشان می‌گویند: «خب، همه سایت دارند، ما هم باید داشته باشیم!» و همین جمله ساده، آغاز مسیری اشتباه است که می‌تواند زمان، پول و انرژی زیادی را هدر بدهد. در این مقاله می‌خواهیم خیلی خودمانی و شفاف درباره اشتباهاتی صحبت کنیم که کسب‌وکارها در مسیر طراحی سایت مرتکب می‌شوند؛ اشتباهاتی که اگر به‌موقع اصلاح نشوند، سایت را از یک ابزار فروش قدرتمند به یک بروشور دیجیتال بی‌اثر تبدیل می‌کنند.


طراحی سایت بدون هدف مشخص، اولین قدم اشتباه

یکی از رایج‌ترین اشتباهات این است که سایت بدون هدف طراحی می‌شود. یعنی وقتی از صاحب کسب‌وکار می‌پرسید «سایتت قراره چه کاری برات انجام بده؟» مکث می‌کند و می‌گوید: «خب… معرفی ما باشه دیگه!»
سایت معرفی؟ فروش؟ جذب لید؟ پشتیبانی مشتری؟ برندسازی؟
وقتی هدف مشخص نباشد، سایت شبیه ماشینی می‌شود که بنزین دارد اما مقصد ندارد. هرچقدر هم زیبا و گران باشد، در نهایت فقط دور خودش می‌چرخد.


تمرکز افراطی روی ظاهر و بی‌توجهی به کارایی

خیلی از کسب‌وکارها فکر می‌کنند طراحی سایت یعنی «قشنگ بودن». رنگ خاص، انیمیشن‌های عجیب، فونت‌های فانتزی و اسلایدرهایی که از زمین و زمان حرکت می‌کنند. اما سؤال مهم اینجاست: آیا کاربر هم از این همه شلوغی لذت می‌برد؟
واقعیت این است که کاربر دنبال جواب است، نه نمایشگاه هنری. اگر نتواند سریع به چیزی که می‌خواهد برسد، بدون هیچ تعارفی سایت را می‌بندد. زیبایی مهم است، اما زیبایی در خدمت تجربه کاربری، نه علیه آن.


نادیده گرفتن تجربه کاربری، قاتل خاموش سایت

UX یا تجربه کاربری چیزی نیست که فقط مخصوص سایت‌های بزرگ باشد. حتی یک سایت کوچک خدماتی هم اگر تجربه کاربری خوبی نداشته باشد، محکوم به شکست است.
دکمه‌هایی که پیدا نمی‌شوند، منوهای گیج‌کننده، فرم‌های طولانی و مسیرهای پیچیده باعث می‌شوند کاربر حس کند وارد یک هزارتو شده. کاربر امروز صبور نیست؛ اگر سایت شما او را اذیت کند، خیلی راحت می‌رود سراغ رقیب.


طراحی سایت بدون شناخت مخاطب هدف

یکی دیگر از مسیرهای اشتباه، طراحی سایت برای «خودمان» است، نه برای مخاطب.
صاحب کسب‌وکار می‌گوید: «من این رنگ رو دوست دارم» یا «به نظرم این متن باکلاسه».
اما سؤال اینجاست: مخاطب شما چه کسی است؟ چه سنی دارد؟ چه نیازی دارد؟ چه زبانی را بهتر می‌فهمد؟
سایتی که مخاطبش را نشناسد، مثل فروشنده‌ای است که در تاریکی صحبت می‌کند و امیدوار است کسی بشنود.


بی‌توجهی به سئو از همان روز اول

بسیاری از کسب‌وکارها سئو را می‌گذارند برای «بعداً». می‌گویند: «اول سایت بالا بیاد، بعداً سئو می‌کنیم.»
این دقیقاً مثل این است که خانه‌ای بسازید و بعد بگویید: «حالا ببینیم فونداسیونش چی می‌شه!»
ساختار سایت، آدرس صفحات، سرعت، محتوا و حتی طراحی ظاهری همگی روی سئو اثر دارند. وقتی سئو از ابتدا در نظر گرفته نشود، هزینه اصلاحات چند برابر می‌شود.


محتوای ضعیف، حتی در سایت‌های گران‌قیمت

شاید باورتان نشود، اما سایت‌هایی هستند که ده‌ها میلیون هزینه طراحی شده‌اند اما محتوایشان در حد چند جمله کلیشه‌ای است.
«ما بهترین هستیم»، «رضایت مشتری اولویت ماست»، «با ما تماس بگیرید».
این جملات نه اعتماد می‌سازند، نه کاربر را قانع می‌کنند. محتوا قلب سایت است. بدون محتوای ارزشمند، سایت فقط یک پوسته خالی است.


کپی‌برداری از رقبا به‌جای خلق هویت

برخی کسب‌وکارها به‌جای فکر کردن، مستقیم می‌روند سراغ سایت رقیب و می‌گویند: «دقیقاً مثل همین می‌خوایم.»
این کار شاید در ظاهر راحت باشد، اما در عمل یعنی محو شدن در بازار. وقتی همه شبیه هم باشند، چرا کاربر باید شما را انتخاب کند؟
سایت باید بازتاب هویت برند شما باشد، نه کپی کم‌رنگی از دیگران.


عدم توجه به نسخه موبایل

امروز بیشتر کاربران از موبایل وارد سایت می‌شوند، اما هنوز هم سایت‌هایی می‌بینیم که در موبایل افتضاح‌اند. متن‌ها ریز، دکمه‌ها غیرقابل کلیک و اسکرول بی‌پایان.
طراحی سایت بدون موبایل‌فرندلی بودن، یعنی نادیده گرفتن بخش بزرگی از مشتریان بالقوه. این اشتباه دیگر قابل توجیه نیست.


سرعت پایین سایت، دشمن فروش

کاربر منتظر لود شدن سایت نمی‌ماند. اگر صفحه شما بیشتر از چند ثانیه طول بکشد، کاربر می‌رود. به همین سادگی.
تصاویر سنگین، کدنویسی ضعیف، هاست نامناسب و افزونه‌های اضافی سرعت سایت را نابود می‌کنند.
سایتی که کند است، حتی اگر بهترین محتوا را داشته باشد، دیده نمی‌شود.


اعتماد بیش از حد به طراح سایت بدون استراتژی

بعضی کسب‌وکارها همه چیز را می‌سپارند به طراح سایت و خودشان کاملاً کنار می‌کشند.
طراح سایت ممکن است در طراحی عالی باشد، اما الزاماً بیزینس شما را نمی‌شناسد.
سایت موفق حاصل همکاری است؛ ترکیب دانش فنی، شناخت بازار و اهداف کسب‌وکار.


نبود مسیر مشخص برای تبدیل کاربر به مشتری

کاربر وارد سایت می‌شود، می‌چرخد، می‌خواند و… بعد چه؟
اگر مسیر مشخصی برای اقدام کاربر وجود نداشته باشد، سایت فقط بازدیدکننده جمع می‌کند، نه مشتری.
دعوت به اقدام، فرم‌ها، دکمه‌ها و پیشنهادات باید هوشمندانه طراحی شوند تا کاربر بداند قدم بعدی چیست.


فراموش کردن تحلیل و بهبود مستمر

خیلی‌ها فکر می‌کنند سایت که طراحی شد، کار تمام است. در حالی که سایت یک موجود زنده است.
بدون بررسی رفتار کاربران، نرخ خروج، صفحات محبوب و مسیر حرکت کاربر، هیچ بهبودی اتفاق نمی‌افتد.
سایتی که تحلیل نشود، رشد نمی‌کند.


عدم هماهنگی سایت با برندینگ کلی کسب‌وکار

سایت باید ادامه داستان برند شما باشد. اگر در شبکه‌های اجتماعی یک لحن دارید و در سایت لحن دیگری، کاربر سردرگم می‌شود.
هماهنگی رنگ، پیام، لحن و ارزش‌ها باعث اعتماد می‌شود. سایت نباید جزیره‌ای جدا از برند باشد.


استفاده از امکانات اضافی و بی‌استفاده

هر افزونه، هر اسکریپت و هر قابلیت اضافی هزینه دارد؛ هزینه سرعت، امنیت و نگهداری.
بعضی سایت‌ها آن‌قدر امکانات دارند که حتی صاحب سایت هم نمی‌داند به چه درد می‌خورند.
سادگی هوشمندانه همیشه برنده است.


نداشتن برنامه برای تولید محتوای مداوم

سایتی که ماه‌ها به‌روز نشود، هم از نظر کاربر و هم از نظر گوگل مرده به نظر می‌رسد.
تولید محتوا فقط برای وبلاگ نیست؛ صفحات خدمات، سوالات متداول و حتی صفحه درباره ما هم نیاز به به‌روزرسانی دارند.


تصور اشتباه از طراحی سایت به‌عنوان هزینه

شاید بزرگ‌ترین اشتباه همین باشد. وقتی طراحی سایت را هزینه ببینیم، طبیعی است که دنبال ارزان‌ترین گزینه باشیم.
اما سایت خوب یک سرمایه است؛ سرمایه‌ای که اگر درست ساخته شود، سال‌ها برای شما مشتری می‌آورد.


نتیجه‌گیری

مسیر اشتباه بسیاری از کسب‌وکارها در طراحی سایت از جایی شروع می‌شود که بدون فکر، بدون هدف و بدون استراتژی وارد این حوزه می‌شوند. سایت قرار نیست فقط «باشد»، سایت باید «کار کند». اگر طراحی سایت با شناخت مخاطب، هدف‌گذاری درست، توجه به تجربه کاربری، سئو و محتوا انجام شود، می‌تواند به یکی از قوی‌ترین ابزارهای رشد کسب‌وکار تبدیل شود. شاید وقتش رسیده یک بار دیگر به سایتتان نگاه کنید و از خودتان بپرسید: آیا این سایت واقعاً برای من کار می‌کند یا فقط وجود دارد؟